پیام های سیستم

. سيستم با مشكل روبرو شد لطفا با بخش فني تماس بگيريد!

 

فتواهای شرم اور قسمت7

.

ارتباط جنسی با مستخدمه، آزاد است!!!

از دیدگاه جمهور علمای مسلمان، موقعیت و شخصیت فرد در اجرای حدود الهی تأثیری ندارد، هر کس محرمات الهی را زیر پا بگذارد، بدون در نظر گرفتن موقعیت و شخصیت طرف، حدود الهی اجرا شود؛ اما در این میان کسانی بوده‌اند که در اجرای حدود الهی تبعیض قائل شده‌اند .

عبد الملک بن ماجشون، شاگرد امام مالک، فتوا داده است که اگر کسی با مستخدم خود که بیش از یک سال خدمت کرده است، زنا کند حد زده نمی‌شود . ابن حزم ظاهری در کتاب المحلی می‌نویسد:

وأما الْمُخْدِمَهُ فَرُوِیَ عَنِ ابْنِ الْمَاجِشُونِ صَاحِبِ مَالِکٍ أَنَّ الْمُخْدِمَهَ سِنِینَ کَثِیرَهً لاَ حَدَّ علی الْمُخْدَمِ إذَا وَطِئَهَا.

از ابن ماجشون، رفیق مالک بن أنس، روایت شده است که اگر صاحب کار با مستخدمه‌ای که چندین سال خدمت کرده است، نزدیکی کند، حد زده نمی شود.!!!

إبن حزم الظاهری، علی بن أحمد بن سعید ابومحمد (متوفای456هـ)، المحلی، ج11، ص251، تحقیق: لجنه إحیاء التراث العربی، ناشر: دار الآفاق الجدیده - بیروت.

طبق این فتوا، خدمت کردن سبب می‌شود که نزدیکی با زن خدمت کار به نحوی مشروعیت پیدا کند و صاحب کار اگر خواست می‌تواند با او نزدیکی کند !!! .

و علیش مصری مالکی می‌گوید که برخی دیگر از بزرگان مالکی نیز همین دیدگاه ابن ماجشون را پذیرفته‌اند:

وأفاد کلامه منع وطء المخدمه مطلقا وبه صرح أبو الحسن فی العتق الثانی لأنه یبطل حوز الهبه ولأنها قد تحمل فیلزم إخدام أم الولد وهذا هو المعتمد وإن اعتمد بعض الشارحین قول ابن الماجشون بجواز وطء المخدمه سنه .

از کلام وی چنین برداشت می‌شود که نزدیکی کردن با زنی که برای خدمت استخدام می‌شود بی هیچ قید و شرطی ممنوع می‌باشد. ابوالحسن در بحث دوم عتق، به همین مطلب تصریح نموده و گفته است که علت منع آن است که چنین کاری (نزدیکی با زن خدمت کار) اختیار هبه کردن را از بین می‌برد و ممکن است موجب حامله گردیدن وی شود و در آن صورت لازم خواهد آمد تا او «ام ولد» گردد.

همین رأی (عدم جواز وطی مطلقا) مورد اعتماد ما نیز می‌باشد؛ اگرچه برخی از شارحان، نظر ابن ماجشون را مبنی بر جواز نزدیکی با زنی که یک سال خدمت کرده است، ترجیح داده و بدان قائل گردیده‌اند.

عُلَیْش المصری المالکی، أبو عبد الله محمد بن أحمد بن محمد بن علیش، (متوفای1299هـ)، منح الجلیل شرح علی مختصر سید خلیل، ج3، ص 341، ناشر : دار الفکر - بیروت - 1409هـ - 1989م.

دسوقی مالکی تصریح می‌کند که اگر کسانی نزدیکی با مستخدمه را حرام اعلام کرده اند، نه به خاطر احترام به قوانین و حدود الهی ؛ بلکه تنها به دلیل ترس از بچه دار شدن او و این که دیگر نمی‌تواند خدمت کند، بوده است:

وَأَمَّا الْمُخْدَمَهُ فَقَدْ نَصَّ أبو الْحَسَنِ علی حُرْمَهِ وَطْئِهَا لَکِنَّ الظَّاهِرَ أَنَّ حُرْمَتَهَا لِعَارِضٍ وهو خَوْفُ وِلَادَتِهَا منه فَتَبْطُلُ الْخِدْمَهُ الْمُعْطَاهُ .

اما زن خدمت کار: ابوالحسن بر حرمت نزدیکی با او تصریح کرده است؛ ولی دلیل حرمت آن به خاطر عوارضی همانند ترس از بچه دار شدن و در نتیجه عدم توانائی برای خدمت کردن بوده است.

الدُسُوقی المصری المالکی، محمد بن أحمد بن عرفه (متوفای1230هـ)، حاشیه الدسوقی علی الشرح الکبیر، ج2، ص 442، تحقیق : محمد علیش، ناشر : دار الفکر - بیروت .

یعنی اگر کسی بتواند از حامله شدن مستخدمه خود جلوگیری کند، نزدیکی کردن با او مانعی ندارد و حد زنا بر صاحب کار زنا کار جاری نخواهد شد، مهم این است که زن بتواند همواره به مولای خود خدمت کند!!! .
شرح حال ابن ماجشون

از آن جائی که ممکن است کسانی پیدا شوند و بهانه بیاورند که ابن ماجشون در نزد ما جایگاهی ندارد، ما شرح حال او را از زبان امام الجرح و التعدیل شمس الدین ذهبی نقل می‌کنیم‌ تا هیچ بهانه‌ای باقی نماند .

شمس الدین ذهبی در شرح حال ابن ماجشون می‌گوید:

92 ابن الماجشون ( س ق ) . العلامه الفقیه مفتی المدینه أبو مروان عبد الملک بن الإمام عبد العزیز بن عبد الله بن أبی سلمه بن الماجشون التیمی مولاهم المدنی المالکی تلمیذ الإمام مالک .

قال مصعب بن عبد الله کان مفتی أهل المدینه فی زمانه

وقال ابن عبد البر کان فقیها فصیحا دارت علیه الفتیا فی زمانه وعلی أبیه قبله ... وکان مولعا بسماع الغناء .

وقال أحمد بن المعدل الفقیه کلما تذکرت أن التراب یأکل لسان عبد الملک بن الماجشون صغرت الدنیا فی عینی . قال یحیی بن أکثم کان عبد الملک بحرا لا تکدره الدلاء.

ابن ماجشون، علامه، دانشمند و مفتی مدینه، شاگرد امام مالک بود. مصعب بن عبد الله گفته: او در زمان خودش مفتی مردم مدینه بود . ابن عبد البر گفته: او دانشمند فصیحی بود که در زمان خودش فتوا بر مدار او و پیش از آن بر مدار پدرش می‌چرخید، او شنیدن موسیقی را بسیار دوست داشت . احمد بن معدل فقیه گفته: هر وقت به یاد می‌آورم که خاک زبان عبد الملک بن ماجشون را می‌خورد، دنیا در نظرم کوچک می‌شود.

یحیی بن اکثم گفته: عبد الملک دریای بود که دلوها آن را گل‌آلود نمی‌کند.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج10، ص359، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسه الرساله - بیروت، الطبعه: التاسعه، 1413هـ.

با این وجود، باید خانم‌های سنی حواسان را حسابی جمع کنند که اگر خواستند در خانه مالکی‌ها استخدام شوند، حتما پیش از اتمام سال از کار خود استعفا دهند و گر نه ممکن است صاحب کار مالکی آن‌ها طبق نظر ابن ماجشون با آن‌ها رفتار کند.
شرح حال دسوقی:

الشیخ محمد بن أحمد عرفه الدسوقی المالکی الأزهری

العلامه الأوحد والفهامه الأمجد، محقق عصره ومدقق دهره، الجامع لأشتات العلوم والمنفرد بتحقیق المنطوق والمفهوم، بقیه الفصحاء ونخبه الفضلاء، والمتمیز بالفضائل وجمیل الشمائل.

وکان فریداً فی تسهیل المعانی وتبیین المبانی، یفک کل مشکل بواضح تقریره، ویفتح کل مغلق برائق تحریره، ودرسه مجمع أذکیاء الطلاب والمهره من ذوی الأفهام والألباب، مع لین جانب ودیانه وتواضع وحسن خلق وصیانه، وجمال وتلطف وعدم تکلف، جاریاً علی سجیته الأصلیه وطریقته الفطریه، لا یرتکب ما تکلفه غیره من التعاظم وفخامه الألفاظ فی التکلم، ولهذا کثر الآخذون علیه والمترددون إلیه، وله تألیفات واضحه العبارات، سهله المأخذ کاشفه لغوامض الإشکالات.

حلیه البشر فی تاریخ القرن الثالث عشر، اسم المؤلف: عبد الرزاق بن حسن بن إبراهیم البیطار (المتوفی : 1335هـ) الوفاه: 1335، دار النشر :

حلیه البشر فی تاریخ القرن الثالث عشر ج2، ص40.
زن حنفی اگر به کودک و یا دیوانه زنا دهد، حد زده نمی‌شود:

از دیدگاه تمام مذاهب اسلامی ارتباط جنسی با کودکان و دیوانگان عمل غیر مشروع و زنا محسوب می‌شود و اگر زنی به کودک و یا دیوانه‌ای زنا دهد، باید بر او حد زنا جاری شود؛ اما در این میان احناف اعتقاد دارند که ارتباط جنسی زنان با دیوانگان و کودکان اشکالی ندارد و چنین کسی حد زده نمی‌شود.

طبق این فتوا، زنان حنفی می‌توانند با کودکان نابالغ و یا دیوانگان بالغ ارتباط جنسی داشته باشند و از این طریق شهوات جنسی خود را ارضا کنند.

سرخسی حنفی در این باره می‌نویسد:

(ولو أن مجنونا أکره عاقله حتی زنی بها لا حد علی واحد منهما) أما المرأه فلأنها مکرهه غیر ممکنه طوعا وأما الرجل فلأنه مجنون لیس من أهل التزام العقوبه فإذا دعت العاقله البالغه مجنونا أو صبیا إلی نفسها فزنی بها لا حد علیها عندنا.

(اگر دیوانه‌ای زن عاقلی را مجبور به زنا کند، هیچ یک از آن دو حد زده نمی‌شوند) اما زن حد زده نمی‌شود به این دلیل است که که او مجبور و از روی میل این کار را نکردره است، اما مرد حد زده نمی‌شود به این دلیل است که او دیوانه است و از کسانی نیست که اجراء عقوبت بر آن‌ها لازم است.

اگر زن عاقل و بالغی، مرد دیوانه و یا کودک را به سوی خود بخواند و او با آن زن زنا کند، از دیدگاه ما (احناف) حد زده نمی‌شود.

السرخسی الحنفی، شمس الدین ابوبکر محمد بن أبی سهل (متوفای483هـ)، المبسوط، ج9، ص54، ناشر: دار المعرفه – بیروت.

سبط بن جوزی حنفی که در یک خانواده حنبلی مذهب به دنیا آمد ؛ اما پس از آن به مذهب حنفی روی آورد، در باره عدم اجرای حد در باره زنی که خود را در اختیار دیوانه یا پسر غیر بالغ می‌گذارد، می‌نویسد:

مسأله الحره البالغه العاقله إذا مکنت من نفسها صبیا أو مجنونا لا حد علیها عند علمائنا الثلاثه وقال زفر علیها الحد وهو قول مالک والشافعی واحمد.

مسأله: زن آزاد، بالغ و عاقل اگر از جان خودش کودک و یا دیوانه‌ای را بهره‌مند سازد، از دیدگاه علمای سه گانه ما (ابوحنیفه، أبویوسف، شیبانی) حد زده نمی‌شود، زفر (یکی از شاگردان ابوحنیفه) گفته که حد زده می‌شود، مالک، شافعی و احمد بن حنبل نیز همین دیدگاه را دارند.

سبط بن الجوزی الحنفی، شمس الدین أبوالمظفر یوسف بن فرغلی بن عبد الله البغدادی (متوفای654هـ)، إیثار الإنصاف فی آثار الخلاف، ج1، ص210، تحقیق: ناصر العلی الناصر الخلیفی، ناشر: دار السلام - القاهره، الطبعه: الأولی، 1408هـ.

شاید همین فتواهای نادر و عجیب بوده است که او را از مذهب احمد بن حنبل به مذهب ابوحنیفه کشانده است .

عبد الرحمن جزیری که در کتابش فتوای متفاوت مذاهب چهارگانه اهل سنت را نقل کرده است، فتوای امام اعظم احناف را در باره عدم جریان حد بر «زنی که به دلخواه خود را در اختیار دیوانه و یا کودک نابالغ قرار داده و به آن‌ها زنا داده» این گونه نقل می‌کند:

... و إذا أطاعت المرأه العاقله البالغه صبیاً غیر بالغ، أو مجنوناً و مکنته من نفسها فلا یجب علیها إقامه الحد ولا علی من واقعها، لأن الحد یجب علی الرجل بعقل الزنا ...

اگر زن عاقل و بالغ از کودکی غیر بالغ و یا دیوانه‌ای اطاعت کند و آن‌ها را از خودش بهرمند سازد، بر آن زن حد زده نمی‌شود و همچنین بر آن کسی که با او نزدیکی کرده است ؛ زیرا حد تنها در صورتی واجب می‌شود ؛ زیرا حد بر مرد در صورتی واجب می‌شود که عقل داشته باشد ... .

الجزیری، عبد الرحمن، الفقه علی المذاهب الأربعه، ص1175، کتاب الحدود، باب زنا العاقل بالمجنون، ناشر: دار ابن حزم – بیروت، الطبعه الأولی.

و ماوردی شافعی در کتاب معتبر الحاوی الکبیر می‌نویسد:

وقال أبو حنیفه : سقوط الحد عن الزانیه لا یوجب سقوطه عن الزانی، وسقوطه عن الزانی لا یوجب سقوطه عن الزانیه، فیحد العاقل إذا زنا بالمجنونه، ولا تحد العاقله إذا زنت بمجنون احتجاجاً بأمرین : أحدهما : أن وطء المجنون لیس بزنا ؛ لأن من جهل تحریم الزنا لم یکن زانیاً، والمجنون جاهل بتحریم الزنا فلم یک وطئه زنا، والتمکین مما لیس بزنا لا یکون زنا فلم یجب به الحد .

ابوحنیفه گفته: سقوط حد از زن زنا کار، سبب سقوط آن از مرد زنا کار نمی‌شود، همچنین سقوط حد از مرد زنا کار، سبب سقوط آن از زن زنا کار نمی‌شود؛ [اما از این قاعده کلی، یک مطلب استثنا می‌شود و آن این است که] اگر مرد عاقل با زن دیوانه زنا کند، حد زده می‌شود؛ ولی اگر زن عاقل با مرد دیوانه زنا کند، حد زده نمی‌شود؛ دلیل آن دو مطلب است:

اول: اگر مرد دیوانه با کسی نزدیکی کند، زنا محسوب نمی‌شود؛ زیرا کسی که از حرمت زنا آگاهی ندارد، زنا کار محسوب نمی‌شود و فرد دیوانه جاهل به حرمت زنا است ؛ پس نزدیکی کردن او زنا نیست و در نتیجه پذیرش کاری که زنا نیست، زنا محسوب نمی‌شود؛ پس اجرای حد واجب نیست.

الماوردی البصری الشافعی، علی بن محمد بن حبیب (متوفای450هـ)، الحاوی الکبیر فی فقه مذهب الإمام الشافعی وهو شرح مختصر المزنی، ج13، ص200، تحقیق الشیخ علی محمد معوض - الشیخ عادل أحمد عبد الموجود، ناشر: دار الکتب العلمیه - بیروت - لبنان، الطبعه: الأولی، 1419 هـ -1999م.

یکی نیست که از این أبو حنیفه و یا به قول حمیدی نخستین راوی صحیح بخاری «ابوجیفه» سؤال کنه که اگر مرد جاهل به زنا هست، آیا زن هم جاهله؟ چرا آن قاعده‌ای که در اول گفتید «سقوط حد از یک طرف، سبب سقوط آن از طرف دیگر نمی‌شود» در این جا اجرا نمی‌شود؟

أبو المظفر شیبانی حنبلی می‌نویسد:

واختلفوا فی الذمی هل یقام علیه الحد، أی حد الزنا فی الجمله ؟ فقال أبو حنیفه والشافعی وأحمد : یقام علیه . وقال مالک : لا یقام علیه . واختلفوا فی المرأه العاقله إذا مکنت من نفسها مجنونا فوطئها أو إذا زنا عاقلا بمجنونه ؟ فقال مالک والشافعی وأحمد : یجب الحد علی العاقل منهما . وقال أبو حنیفه : لا حد علی العاقله إذا وطئها المجنون وإذا کان بتمکینها، فأما العاقل إذا زنا بمجنونه فعلیه الحد .

علما در اجرای حد زنا بر ذمی (کافری که در کشور اسلامی زندگی می‌کند) اختلاف کرده‌اند، ابوحنیفه، شافعی و احمد گفته‌اند که بر او حد جاری می‌شود؛ ولی مالک گفته: حدی بر او جاری نمی‌شود.

همچنین اختلاف کرده‌اند در این مسأله که اگر زن عاقل، فرد مجنون را از خودش بهره‌مند سازد و آن دیوانه به او نزدیکی کند یا این که مرد عاقل با زن دیوانه زنا کند؟ مالک، شافعی و احمد گفته‌اند: بر فردی که عاقل است، حد جاری می‌شود؛ ولی ابوحنیفه گفته: اگر مرد دیوانه با زن عاقل نزدیکی کند و خود زن نیز به این کار راضی باشد، بر آن زن حد جاری نمی‌شود؛ اما اگر مرد عاقل با زن دیوانه زنا کند، بر او حد جاری می‌شود.

الشیبانی الحنبلی، أبو المظفر الوزیر یحیی بن محمد بن هبیره (متوفای560هـ)، إختلاف الأئمه العلماء، ج2، ص253، تحقیق: السید یوسف أحمد، ناشر: دار الکتب العلمیه - لبنان / بیروت، الطبعه: الأولی، 1423هـ - 2002م.

کمال الدین سیواسی از بزرگان احناف در قرن هفتم هجری، فتوای امام اعظم خود را به نقل از سرخسی و علامه شوکانی این گونه نقل می‌کند:

وعلی هذا کلام السرخسی والمصنف وغیرهما فی مسئله ما إذا مکنت البالغه العاقله المسلمه مجنونا أو صبیا علی قول أبی حنیفه لا یحد واحد منهما .

بنا بر آن چه سرخسی و مصنف (نویسنده فتح القدیر علامه شوکانی) و دیگران در این مسأله گفته‌اند، اگر زن عاقل، بالغ و مسلمان،‌ داوطلبانه خودش را در اختیار دیوانه یا کودکی قرار دهد، بنا بر دیدگاه ابوحنیفه، بر هیچ یک از آن‌ها حد جاری نمی‌شود.

السیواسی الحنفی، کمال الدین محمد بن عبد الواحد بن عبد الحمید (متوفای 681هـ)، شرح فتح القدیر، ج5، ص248، ناشر: دار الفکر - بیروت، الطبعه: الثانیه.

جا داره که مردان حنفی به خاطر این تبعیض بی‌دلیل امام اعظم‌شان به انجمن حمایت از احناف شکایت و یا به منظور ایفای حقوق زیر پا مانده شان، چند ماهی مردان دیوانه را از نزدیکی کردن با زنانشان منع کنند.

والسلام علی من اتبع الهدی
زنا با افراد لال و بی زبان جایز است

یکی از جالب‌ترین فتواهای امام اعظم، این است که اگر کسی با زن لالی که نمی‌تواند حرف بزند، زنا کرده و سپس حتی به زنای خود اقرار کند، بر هیچ یک از دو طرف، حد زنا جاری نمی‌شود؛ چون زنا یک عمل مشترک بین دو نفر است، وقتی نشود یک طرف را حد زد، از طرف دیگر نیز ساقط می‌شود!!!

عبد الرحمن الجزیری در این باره می‌نویسد:

و من أقر بأنه زنا بامرأه خرساء، لا تنطق، أو أقرت امرأه بأنها زنت برجل أخرس. الإمام أبو حنیفه رحمه الله - قال : لا یقام الحد علی واحد منهما لوجود الشبهه التی تعدت إلی طرفه الآخر.

امام ابوحنیفه گفته: اگر مردی اقرار کند که با زن لال یا زنی اقرار کند که با مرد لال زنا کرده است، بر هیچ یک از آن‌ها حد جاری نمی‌شود، چرا که در طرف مقابل شبهه‌ای وجود دارد که به طرف دیگر سرایت می‌کند.

عبد الرحمن الجزیری، الفقه علی المذاهب الأربعه، ص1189، کتاب الحدود ، باب الإقرار علی الأخرس أو الخرساء ، ناشر: دار ابن حزم ـ بیروت، الطبعه: الأولی.

و سرخسی حنفی در کتاب معتبر المبسوط می‌گوید:

وکل رجل یزنی بامرأه لا یجب علیها الحد بشبهه مثل الخرساء التی لا تنطق فلا حد علیه لأن الشبهه تمکنت هنا.

اگر مردی با زنی زنا کند که که بر آن زن به خاطر وجود شبهه‌ای همانند لال بودن ، حد واجب نمی‌شود، بر آن مرد نیز حد جاری نمی‌شود؛ زیرا شبهه در این جا جایگزین می‌شود.

السرخسی الحنفی، شمس الدین ابوبکر محمد بن أبی سهل (متوفای483هـ )، المبسوط، ج 9   ص 55، ناشر: دار المعرفه – بیروت.

و ابن نجیم مصری حنفی نیز در این باره می‌گوید:

لو زَنَی بِامْرَأَهٍ خَرْسَاءَ لَا حَدَّ علی وَاحِدٍ مِنْهُمَا .

اگر مردی با زن لال زنا کند، بر هیچ یک از آن‌ها حد جاری نمی‌شود.

ابن نجیم المصری الحنفی ، زین الدین ابن نجیم بن ابراهیم بن محمد (متوفای970هـ)، البحر الرائق شرح کنز الدقائق، ج 5   ص 20، ناشر: دار المعرفه - بیروت، الطبعه: الثانیه.

طبق این فتوا ، زنا کردن با زنان لال و زنا دادن زنان سنی به مردان لال که قادر به حرف زدن نیستند، بر همگان جایز است و زنان و مردان سنی به راحتی می‌توانند به دنبال سوژه لال بگردند و ... خیالشان راحت ، کسی نمی‌تواند یقیه آن‌ها را بگیرد .

 
سرباز مجاهد، اگر زنا کند، حد زده نمی‌شود!

همه ما در تاریخ خوانده‌ایم که یکی از زشت‌ترین جنایات یزید بن معاویه ، حمله به شهر مدینه بوده است . یزید در این جنگ تجاوز و تعرض به زنان مسلمان را به مدت سه روز برای همه سریازان خود آزاد اعلام کرد و لشکریان یزیدی در آن سال هزاران زن از زنان انصار و مهاجر و ساکنان مدینه را بی‌آبرو کردند؛ تا جائی که در سال بعد بیش از هزار فرزند نامشروع به دنیا آمد و پس از آن هر کسی دخترش را شوهر می‌داد، پیشاپیش با خانواده داماد شرط می‌کرد که من نمی‌دانم دخترم در حادثه حره مورد تجاوز قرار گرفته و یا سالم مانده است .

شمس الدین ذهبی، دانشمند پرآوازه اهل سنت در این باره می‌نویسد:

وقال جریر بن عبد الحمید ، عن مغیره قال : نهب مسرف بن عقبه المدینه ثلاثاً ، وافتض فیها ألف عذراء .

مسرف بن عقبه سه روز مدینه را غارت کرد . و در آن سه روز هزار دختر باکره ، بی حرمت شدند .

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج 5   ص 26، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمری، ناشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولی، 1407هـ - 1987م.

جالب است که همین اعمال یزیدیان برای عده‌ای از طرفداران آن‌ها مصدر تشریع قرار گرفته است و صراحتا فتوا داده‌اند که اگر یکی از سربازان مجاهد! با کنیزی که هنوز تقسیم نشده است، زنا کند، حدّ بر او جاری نمی‌شود .

عبد الرحمن جزیری در کتاب الفقه علی مذاهب الأربعه در این باره می‌نویسد:

إذا وطئ الجندی المجاهد جاریه من إماء المغنم قبل القسمه فلا یقام علیه الحد. لوجود شبهه حیث لا یقام حد فی أرض الحرب، و لا فی حال الغزو، حتی لا یلحق بالعدو.

اگر یکی از سربازان مجاهد !!! با یکی از کنیزهایی که هنوز تقسیم نشده، زنا کند، بر او حد جاری نمی‌شود؛ به دلیل وجود این شبه که در سر زمین جنگی و در زمان جنگ حدی جاری نمی شود ، تا مبادا به دشمن ملحق شود .

الجزیری، عبد الرحمن بن محمد بن عوض (متوفای1360هـ)، الفقه علی المذاهب الأربعه ، ص1196، کتاب الحدود ، باب زنا المجاهد ، ناشر: دار ابن حزم – بیروت ، الطبعه الأولی .

شیخ نظام الدین و عده‌ای از دانشمندان حنفی مذهب هند نیز در این باره نوشته‌اند:

من زَنَی فی دَارِ الْحَرْبِ أو فی دَارِ الْبَغْیِ ثُمَّ خَرَجَ إلَیْنَا لَا یُقَامُ علیه الْحَدُّ کَذَا فی الْهِدَایَهِ وَلَوْ دَخَلَتْ سَرِیَّهٌ دَارَ الْحَرْبِ فَزَنَی رَجُلٌ منهم لم یُحَدَّ وَکَذَا أَمِیرُ الْعَسْکَرِ لَا یُقِیمُ الْحُدُودَ وَالْقِصَاصَ.

کسی که در سرزمین جنگی و در سر زمینی که به آن تجاوز شده است، زنا کرده و سپس پیش مسلمانان برگردد، حدّ زنا بر او جاری نمی‌شود، در کتاب الهدایه نیز این چنین آمده است که اگر لشکریان مسلمان وارد سرزمین جنگی شده و یکی از سربازان در آن‌جا زنا نماید، حد زده نمی‌شود . همچنین فرمانده لشکر حدود و قصاص را اجرا نمی‌کند.

الشیخ نظام الدین وجماعه من علماء الهند، الفتاوی الهندیه فی مذهب الإمام الأعظم أبی حنیفه النعمان، ج2، ص 149، ناشر: دار الفکر - 1411هـ - 1991م.

برهان الدین فرغانی حنفی نیز در کتاب کفایه المنتهی همین فتوا را داده است.

الفرغانی المرغینانی الحنفی، ابو الحسن برهان الدین علی بن أبی بکر بن عبد الجلیل (متوفای593هـ)، کفایه المنتهی فی شرح بدایه المبتدی، ج2، ص102، ناشر : المکتبه الإسلامیه.

و این بدان معنا است که مجاهدان و سربازان مسلمان (البته از نوع سنی آن‌) می‌توانند به هر زن و دختری که دست‌یافتند تجاوز نمایند، مطمئن باشند که هیچ مشکلی برای آن‌ها پیش نخواهد آمد !!! .

والسلام علی من اتبع الهدی

 

 

پیام های سیستم

پیام های سیستم

 

پاسخ به نظرات

پیام های سیستم

پیام های سیستم